هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

14

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

پيامبر انگشت ابهامش را در دهان وى قرار مىداد و او بقدرى كه براى دو تا سه روزش كافى باشد ، از آن مىمكيد . ابن شهر آشوب در مناقبش روايت مىكند كه : فاطمهء زهرا ( س ) پس از به دنيا - آوردن امام حسين بيمار شدند و شيرشان خشكيد ، پيامبر خدا دنبال كسى مىگشت كه حسين را شير دهد ولى نيافت و خود نزد او مىآمد و انگشت ابهام خود را به دهانش مىگذاشت و او مىمكيد تا چهل روز غذايش همين بود و گوشتش از گوشت رسول خدا ، قوام گرفت . و از امام صادق ( ع ) روايت شده كه او فرموده است : جدم امام حسين نه از شير مادر و نه از شير زن ديگرى ، تغذيه نكرد بلكه پيامبر نزد او مىآمد و انگشت ابهامش را به دهان او مىگذاشت و او به اندازه دو سه روز غذا ، از آن مىمكيد . بهر حال آنچه ترديدى در آن نيست اينكه پيامبر گاه انگشت و گاه زبانش را به زبان او مىگذاشت اما اينكه امام حسين نه از شير مادر تغذيه كرد و نه از شير زنى ديگر غذا خورده باشد روايات و نقلهايى كه در مورد دورهء كودكيش پيش روى ماست اين مطلب را اثبات نمىكنند . با توجه به رواياتى كه او را توصيف مىكنند جسما از همه به پيامبر شبيه‌تر بوده است و امام حسن ( ع ) از نظر چهره ، به وى شباهت بيشترى داشت ، چهارشانه ، ستبراندام و متوسط قامت بود و مردم خوش‌اندامتر از او نديده بودند . پيامبر خدا به وى محبت فراوان داشت و عشق و علاقه و مهر زيادى به او مىورزيد ، گريه‌اش او را ناراحت مىكرد و به فاطمه زهرا سفارش مىكرد توجه و عطوفت بيشترى با او داشته باشد و به سراغش مىآمد و گاه بر دو دست خود و گاهى ديگر بر شانه‌اش بلندش مىكرد و به ميان مردمش مىبرد و اگر مىنشست او را به روى دامن خود مىنشاند و اگر برمىخاست و به راه مىافتاد ، با چشم دنبالش مىكرد و يك بار كه مشغول سخنرانى براى مردم بود او را ديد كه پيراهنش دست و پاگيرش شده بود از منبر به زير آمد و او را دريافت و دوباره از همانجايى كه سخنرانيش را قطع كرده بود از سر گرفت و مىفرمود : فرزندان فتنه‌اند . استاد احمد عاشور در كتاب خود سيد شباب اهل الجنة مىگويد : با نگاهى به صحاح اهل سنت به دهها حديثى برخورد مىكنيم كه همگى گوياى فضل امام حسين و ارزش او و نيز عشق پيامبر نسبت به او هستند . در اين كتابها ، دهها ايما و اشاره دال